نقاش عشق (ترانه)
عجب نقاش ماهری بود
رنگ طرحش مثل
رنگ پاک شعر شاعری بود
عجب خوش خیال بود
چه حضور گرم پر معنایی بود
عجب پاک رویایی بود
حس بی نهایت فرشته
...

شعر Poem




الهی پناهم به درگاه توست
اگر گوشه چشمی به این دیوانه ی خود نکنی
عجیب نیست ... ما لایق آن هرگز نبودیم ...
امید است که به واسطه ی رحمتت اشک چشمم را پاک کنی ، تا اگر حتی اشکم مرا کور کرده

I still remember…!
The solitude in shadow of separation
I still remember the tears of love
When you left all the sweet memories
In the broken moment’s heart
I still remember the immortality of kindness
In flame of your glance as beautiful as starry night
It will never be faded in the page of world
I still remember…!
ارشیا

به راه مرگ
برای شادی دیر
نیست، عزایی به راه آورید
من از زنده
بودن خسته ام ، شما ناباورید
که با تمسخر،
به چراغ من دمید
کین گونه از
مرگ شدین ناامید
تا عمر باقیست
به این جهان زنین پنجه
من آن قاصد
بهارم که به پاییز ندهم دردش را
صدای سکوت غم
من شنیده شد
وقت ریزش
باران ز ابر دیده شد
تن خشکیده ام
در دست باد آرمیده شد
آرزویی دارد
در این دلِ سرخ و سفید
حق من، از
اینجا کوچ نیست
سکوت غم

سکوت غم شکسته شد
ناله ام از دل به هواست
تمام درب ها بسته شد
توکلم فقط به خداست
عمرم بدین سان کاسته شد
روحم از زمین جداست
امید زندگی در اوست
امید زندگی خداست
باران
شعری از شاعر وبلاگ ارشیا دوست خوبم
کوی تو
هوای کوی تو درمان جان کرد
دل غم دیده ام را شادمان کرد
همان لبای خندان چو عنچه
همه غمهای دیرین را نهان کرد
نگاه حیرت انگیزی ز قلبت
سمای عشق ما را بیکران کرد
طنینی دلنواز از صور عشقت
همه اسرار هستی را بیان کرد
نظر کردم بر آن خمهای ابرو
که تیر عاشقی در آن کمان کرد
مه رویت تلالو زد به جانم
شبی نجم دلم را کهکشان کرد
همی گفت و شنیدم از لبانش
که آخر ارشیا اشکم روان کرد
